تبلیغات


محصولات ویژه

... .. گذشته های به یادماندنی.بچه های دیروز/بچه های پریروز
نویسندگان
نظر سنجی
ایا از طرح قالب و ویرایش مطالب وبلاگ راضی هستید؟



ذکر ایام هفته
آی پی کاربر
ساعت فلش
تازه کانال زدی؟!!

میخای اعضا جمع کنی!


خب من اینکارو واست انجام میدم


فروش ممبر (اعضا) واقعی برای کانال تلگرام  ..

با قیمتی زیر قیمت اصلیش و باورنکردنی


 40 نفر 2,000 تومان

 80 نفر 4,000 ت

 100 نفر  6,000 ت

 150 نفر 8,000 ت

 200 نفر 11,000 ت

 300 نفر 14,000 ت

 500 نفر 22,000 ت

 1000 نفر 38,000 ت و بیشتر  با تخفیف ویژه





 کاملا تضمینی

 الان بخای تبلیغ کانالتو توی ی کانال 200 هزار نفره بزاری باید حداقل 40 هزار تومن پول بدی.. اونم تضمینی نمیده که به اعضای کانالت اضافه بشه.شاید از اون 200 هزار 10 نفر هم عضو کانالت نشه اما بابتش 40 هزار پول دادی!
اما من به هر اندازه ک بخوای اعضا وارد کانالت میکنم.اونم اعضای واقعی و فعال


 کافیه امتحان کنید . اگه  ممبرا به کانالت اضافه نشدن پولتو پس بگیر 

برای خرید به آی دی زیر در تلگرام پیام بدین


https://telegram.me/Tomcat1992


تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1396 | 11:58 ق.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
سلام .. دوستان عزیز این وبلاگ به فروش میرسد..

جهت خرید با این شماره تماس بگیرید

09350721032



تاریخ : شنبه 25 دی 1395 | 11:52 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
دانلود خاطره انگیزترین فایلهــــــــــا   ...
- دانلود تیتراژ های کارتون ها و سریالهای
قدیمی
- دانلود مجله های  قدیمی و کتاب های نوستالوژی قدیمی
- دانلود سرود های  قدیمی  و تبلیغات پیام بازرگانی  قدیمی  خاطره انگیز
- دانلود کارتون های  خاطره انگیز قدیمی و زیبا





فقط با پرداخت  1500 تومان  بهترین و خاطره انگیزترین فایلهای زمان بچگیها و ساده گیها رو دانلود کن.
واقعا ارزششو داره . همه ی ما با خاطرات بچگیهامون زندگی میکنیم ...
دهه شصتی ها و اوایل دهه هفتادیها این جمله رو درک میکنند..


یکی بیاید

دست این خاطره ها را بگیرد ببرد گردش

کلافه کرده اند مرا بس که نق می زنند به جانم***

داستان ما را کلاغ ها تعبیر خواهند کرد

بگذار خاطره ها در خواب باشند ***





برای خرید از لینک پرداخت   استفاده نمایید.     


بلافاصله بعد از پرداخت به صفحه ی دانلود منتقل  میشوید .در صورت برخورد با مشکل سریعا اطلاع دهید.
شماره تماس 09350721032


تاریخ : دوشنبه 3 اسفند 1394 | 04:31 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
دوستان عزیزم از شما ایده از ما طراحی برنامه ی اندروید.نمونه ای ازین طرح را دانلود فرمایید..

برنامه ی اندروید شهید عباس بابایی




تاریخ : دوشنبه 3 اسفند 1394 | 02:46 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

نسل ما یعنی...

نسل ما یعنی... خاله بازی با چادرای مامانامون تو کوچه. یعنی بیدار شدن با بوی نفت

بخاری نفتی .یعنی بوی نون پنیر و نارنگی تو کیف. یعنی فوتبال دستی. یعنی مانتو با

اپول. یعنی توپ دولایه دنگی. یعنی صف نون .یعنی دستای مامان و آب سرد و کهنه

بچه. یعنی بوی نم خاک بعد بارون تو کوچه خاکی. یعنی ویدئو قاچاق. یعنی آتاری و

میکرو. قارچ خور و شورش در شهر. یعنی سیگار زر.یعنی انباری و بوی سرکه. یعنی

برنج کوپنی. یعنی فخرفروختن با کتونی میخی. یعنی قاق بودن تو بیخ دیواری. یعنی ته

کلاس و تقسیم لواشک. یعنی سیاه چال. یعنی کارت صدآفرین. یعنی حسرت یک

دقیقه خواب بیشتر تو زمستون. یعنی ادکلن کبرا و ویوا. یعنی لاک قرمز و قند!

تلویزیون سیاه و سفید. یعنی بستنی کیم دوقلو. یعنی آدامس خروس نشان.

بوی آش و کشک تو یه روز بارونی. یعنی کیسه و سفیدآب. یعنی علاالدین و سیب

زمینی.یعنی کوبلن و کاموا.یعنی بوی ماهی دودی. یعنی کارت بازی با دمپایی. یعنی

کپسول بوتان و پرسی .یعنی جوجه رنگی.یعنی چشم کبود و مامان دوستت دم در.

یعنی یک اتاق و 5 تا بچه..یعنی نوار کاست. سیاوش شمس و داریوش. شربازی پشت

وانت همسایه. آلبالو خشکه رو پشت بوم. یعنی بوی نفتالین لای رختخواب. یعنی تک

درخت ته کوچه. یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه ی مدرسه. یعنی سوختگی

نارنجی رنگ بلوز کاموایی. پوشیدن لباس داداش بزرگه. یعنی ساختن آدم برفی با

لگن حموم.یعنی بوی نم زیرزمین. یعنی نیمکت سه نفره. یعنی چوبین و برانکا. یعنی

تیله بازی. یعنی اشکنه و خشیل. یعنی خرپلیس. قاشق زنی تو چهارشنبه سوری. عاشق

شدن از پس پرده ی حیا و شرم. یعنی نامه پسر همسایه. نسل ما یعنی من...یعنی


تو...یعنی ما...





چشمهایت را ببند،

به دوران کودکیت برگرد،

7 ساله که بودی از زندگی چه میدانستی؟

........................

نگاهت معصوم بود،و خنده های کودکانه ات از ته دل،

بزرگترین دلخوشی ها داشتن اسباب بازی دوستت، پوشیدن کفش بزرگترها

و حتی خوردن یک تکه کوچک شکلات.

......................

بچه که بودی حسادت، کینه و نفرت در قلب کوچکت جایی نداشت،

دوست داشتنت پاک و بی ریا بود،و بخشیدنت با رضایت ،

چاره ناراحتی ات لحظه ای گریستن بود و بس، و این پایان تمام کدورت ها می شد،

و می خندیدی و در دنیای خودت غرق می شدی!

.....................


چه شد؟بزرگ شدی؟؟نگاه معصومت سردرگم شد،

و خنده هایت از سر اجبار،

اگر حسود نشدی، اگر کینه به دل نگرفتی، و اگر متنفر نیستی ،

یاد گرفتی که ببینی و تجربه کنی و مغموم شوی

می بخشی در حالی که رنجیده ای،

با تمام وجود گریه میکنی اما از ته دل نمی خندی،


...................

برگرد !باز هم کودکی باش سبکبار....روحت را آزاد کن

به خودت کمک کن تا از سردرگمی ها رها شوی،

تا بتوانی دوباره نفسی بکشی،

بخواه که تنها خودت باشی،

می توانی، تنها اگر بخواهی


......................

باز هم زندگی کن،

در انتظار لبخند گرم کودکانه ات

می توان بود؟...



تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 02:13 ق.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
دهه ی شصت یعنی... خاله بازی با چادرای مامانامون تو کوچه. یعنی بیدار شدن با بوی

 نفت بخاری نفتی .یعنی بوی نون پنیر و نارنگی تو کیف. یعنی فوتبال دستی. یعنی

مانتو با اپول. یعنی توپ دولایه دنگی. یعنی صف نون .یعنی دستای مامان و آب سرد و

کهنه بچه. یعنی بوی نم خاک بعد بارون تو کوچه خاکی. یعنی ویدئو قاچاق. یعنی آتاری و

 میکرو. قارچ خور و شورش در شهر. یعنی سیگار زر.یعنی انباری و بوی سرکه. یعنی
 
برنج کوپنی. یعنی فخرفروختن با کتونی میخی. یعنی قاق بودن تو بیخ دیواری. یعنی ته

 کلاس و تقسیم لواشک. یعنی سیاه چال. یعنی کارت صدآفرین. یعنی حسرت یک

 دقیقه خواب بیشتر تو زمستون. یعنی ادکلن کبرا و ویوا. یعنی لاک قرمز و قند!

تلویزیون سیاه و سفید. یعنی بستنی کیم دوقلو. یعنی آدامس خروس نشان. بوی آش

 و کشک تو یه روز بارونی. یعنی کیسه و سفیدآب. یعنی علاالدین و سیب زمینی.یعنی

 کوبلن و کاموا.یعنی بوی ماهی دودی. یعنی کارت بازی با دمپایی. یعنی کپسول بوتان و پرسی
.یعنی جوجه رنگی.یعنی چشم کبود و مامان دوستت دم در.یعنی یک اتاقو 5 تا

 بچه..یعنی نوار کاست. سیاوش شمس و داریوش. شربازی پشت وانت همسایه.

 آلبالو خشکه رو پشت بوم. یعنی بوی نفتالین لای رختخواب. یعنی تک درخت ته کوچه.

 یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه ی مدرسه. یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز

کاموایی. پوشیدن لباس داداش بزرگه. یعنی ساختن آدم برفی با لگن حموم.یعنی بوی

نم زیرزمین. یعنی نیمکت سه نفره. یعنی چوبین و برانکا. یعنی تیله بازی. یعنی اشکنه

 و خشیل. یعنی خرپلیس. قاشق زنی تو چهارشنبه سوری. عاشق شدن از

پس پرده ی حیا و شرم. یعنی نامه پسر همسایه. دهه شصت یعنی

من...یعنی تو...یعنی ما... خدا یه دو دقیقه میای پایین بغلم کنی با هم

گریه کنیم؟


.....................................................

شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی

 جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید

ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم

شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه

 میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم


شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا

می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !

شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با

طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد

یا سیاه و کثیف می شد.

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می

چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه

میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد،

دیگه عمرا پیاده می شدیم


..........................

شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم

شما یادتون نمیاد، ....

ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 8 بهمن 1394 | 12:23 ق.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
  یادش بخیر آدم وقتی به این عکس ها نگاه میکنه هم یه لبخند


رو لباش میاد هم یه غصه تو چشماش 


روزهای زیبایی برای بچه های دهه 60 و 70
ایران





یادشون بخیر چه کیفی میداد واقعا با چه چیزهایی دلامون خوش بود


به نظرشما الان بچه های امروزی با این همه وسایل و امکانات مثل ما خوش 


هستند؟؟؟؟؟؟؟؟



ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394 | 10:25 ق.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

کاردستی قایق و تفنگ کاغذی بچه های دیروز

کاردستی قدیمی


اینم از کاردستی های ساده و راحت بچه های دیروز و پریروز که با کاغذو تا زدن همراه بود که به ترتیب از بالا به پایین قایق -موشک و قورباغه جهنده کاغذی قرار دارن


http://s5.picofile.com/file/8110056768/1505640_598486883570058_171617512_n.jpg

کار سختی نبود  درست کردن یک اکواریوم برای کاردستی مدرسه رو میگم-یه کارتن (جعبه)میخواست بعد با مقوا چند تا ماهی خوشگلو رنگین برش درست میکردیم-چند تا از این گیاهای دریایی هم با مقوا درست میکردیمو ته اکواریو میچسبوندیم -حالا باید ماهیهارو بوسیله نخ به سقف اکواریوم وصل می کردیم که که بصورت معلق دربیان و مثه ماهیهای عادی مثلا در حال شنا نشون بدیم

جلو اوکاریوم رو بسته به امکانات یا خالی میذاشتیم یا با یه چیزی  که رنگ شیشه باشه می پوشوندیم و می بردیم مدرسه

 شمام حتما یادتون هست-دقت کنید

کاردستی قدیمی اکواریوم

کاردستی قدیمی آکواریوم


کاردستی قدیمی ساعت که بخاطر راحتی ساختش خیلی از بچه های اونو میساختن و برا مدرسه می اوردند-گاهیم تنوع به خرج میدادند و ابتکارشون گل میکرد به شکل زنگی و غیره درش می اوردن و  عقربه هارو بوسیله چوب کبریت به وسط ساعت متصل میکردن و از پشت با همون کبریت عقربه هارو مثه ساعت واقعی تکون میدادن
کاردستی قدیمی ساعت
کاردستی قدیمی ساعت



این کاردستی قدیمی رو که نمکدون بهش می گفتن رو نحوه ساختشو خدممتون تقدیم می کنم

کاردستی قدیمی  نمکدون

کاردستی قدیمی نمکدون



رده:کاردستی قدیمی


این کار دستی رو بعدا اگه وقت کنم خدمتتون نحوه درست کردنشو  یاد میدم -البته خیلیا میدونن قبلنا تو مدرسه با برگه دفتر یا حتی اسکناسهای -10-20تومنی این پیرهن رو دست می کردیم

کاردستی قدیمی=پیراهن
کاردستی قدیمی -پیراهن

اموزش ساخت کاردستی-فرفره

http://s4.picofile.com/file/7869548488/5454454.jpg



یادتونه قدیما با یه کاغذ که اونو چند بار تا می زدیم بعدشم  از کناره های قائمش با دست اونو کج برش میدادیم و بازش می کردیم  از دو طرف  وسایل تزئینی می ساختیم یادتون نیست خدایی؟






تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393 | 11:34 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

دنیای شیرین دهه70 از گروه کودک ونوجوان شبکه یک سیما پخش میشد که هنوزم طرفداران خاص خودشو داره

دنیای شیرین

زی زی گولو اس پاسی ترا کوتا تا به تا مربوط به سریال و مجموعه ای  است که سال 1375 جمعه برای گروه  کودک شبکه دوم سما ساخته شد

شخصیت اصلی این مجموعه که  موجودیست که از  سرزمین ناشناخته امده است  و گوشهای تا به تایی دارد(یکی بزرگ یکی کوچک) و با گفتن ورد بالا کارهای خارق العاده ای انجام میدهد

مرضیه برومند کاگردان  این مجموعه تلویزیونی بود

زی زی گولو


..

از دیگر شخصیتهای این  مجموعه:


    رضا بابک
    لیلی رشیدی
    مریم سعادت
    امیرحسین صدیق
    رضا فیاضی
    مانی نوری و...

http://s5.picofile.com/file/8103718918/download_button.gif

رده:فیلمهای قدیمی

==============


 





     کفشهای میرزا نوروز
کفشهای میرزا نوروز
کارگردان-کفشهای میرزا نوروزمحمد متوسلانی
نویسنده-کفشهای میرزا نوروزسوسن تسلیمی/داریوش فرهنگ
بازیگران-کفشهای میرزا نوروزعلی نصیریان، محمدعلی کشاورز، سعید امیرسلیمانی و جمشید لایق
محصول1364
مدت زمان107دقیقه


خلاصه فیلم-کفشهای میرزا نوروزمیرزا نوروز عطاریست که  با وجود کهنه بودن  کفشهای وصله خورده خود حاضر به  عوض کردن ان نیست به همین دلیل  اهالی شهر او را مورد تمسخر قرار میدهند و خانواده او ,او را ترک می کنند
بالاخره میرزا رضایت به تعویض کفشهای خود میدهد و کفشهای خود را که میخواهد دور بندازد هر بار  برای او دردسر می سازد و کفشها حاضر به ترک میرزای بیچاره نیستنتد و حتی تا لحظه از دست دادن سرش دست از سرش بر نمیدارندو....
خلاصه در پایان قبل از محاکمه با سوزاندن کفشها رهایی می یابد


مهران مدیری در مجموعه طنزهای دهه70

در این مجموعه 90 قسمتی طنز که در دهه 70 پخش میشد مهران مدیری درنقش رامین و خانومی که در عکس می بینید  به اسمه مریم ایفای نقش می کردند و تا مدتها با این اسم در میان مردم شناخته میشدند



تصویری از مزار مرحومه پوپک گلدره

دنیای شیرین دریا

دنیای شیرین دریا محصول 1377گروه کودک و نوجوان شبکه اول سیما به کارگردانی بهروز بقایی  است.راوی و شخصیت اصلی این مجموعه دختری شاد بنام دریاست(مرحوم پوپک گلدره) که با مادر و برادر خواهرش زندگی می کند(پدر انها در دریا از دنیا رفته بود)

هر قسمت اتفاقی در دهکده انها که در شما و کنار دریا قرار دارد اتفاق می افتد-نزدیکترین فامیلهای دریا خانواده عمویش هستند 

دریا در پایان هر روز خاطرات خود را از ان روز مینویسد دریا در بین بچه های انجا بزرگتر از همه بود

بازیگران مجموعه زیبای دنیای شیرین دریا عبارتند از:

عطیه غبیشاوی - مینا نوروزی فرد - فرهاد بشارتی - پوپک گلدره - امیر محمدزاده - حمزه شیرعلیپور - انوش نصر - مهسا ملاپور - فریده دریامج - فرخ لقا هوشمند - مهرداد فلاحتگر - ساقی زینتی - سحر ذکریا - رحیم نوروزی - حسین توشه - سیامک نعمت ناصر - مرحوم فرهنگ توحیدی - فریبا قربان دائی


 مجموعه دنیای شیرین دریا ارامگاه مرحوم پوپک گلدره 


دنیای شیرین دریا

دنیای شیرین دریا

دنیای شیرین دریا

 
زیر آسمان شهر

مجموعه طنز زیر اسمان شهر که مربوط به اواخر  دهه 70 می باشد یکی از موفق ترین مجموعه طنزهای نود قسمتی صدا و سیماست که از شبکه سوم سیما  به کارگردانی مهران غفوریان پخش شد.

این مجموعه که در سه سری  بمدت  270شب پخش شد  تنها در 90قسمت اول توانست موفقیت خود را حفظ کند به این علت که اکثر بازیگران حاضر در سری اول  از  مجموعه جدا شدند

از شخصیتهای  اصلی که طرفداران خاص خود را  پیدا کرد خشایار مستوفی است (حمید لولایی) که  میزنم تو مخت بچه گاراژ غدیر ژانگولر و... را برای مدتها به دهن مردم انداخت غلام 6 لول بند(کیومرث ملک مطیعی) بهروز خالی بند(مهران غفوریان) هم از دیگر شخصیتهای موفق این سریال کمدی بودند

نویسنده  این مجموعه هم رضا عطاران سروش صحت رضا برزگر بودند

بازیگران اصلی این مجموعه تلویزیونی عبارت بودند از:


حمید لولایی
ملکه رنجبر
مهران غفوریان
کیومرث ملک مطیعی  -سنگ مزار مرحوم کیومرث ملک مطیعی
نصرالله رادش
کامران ملک مطیعی
یوسف تیموری
معصومه کریمی
آرام جعفری
اشکان اشتیاق

ترانه زیبای این سریال هم با صدای امیر تاجیک اجرا شد:

http://s5.picofile.com/file/8112000584/clip4u_org_2011_07_25_16h34m01s_002.jpg

برزو(نصراله رادش ) و خشایار مستوفی(حمید لولایی)در زیر اسمان شهر

http://s5.picofile.com/file/8112000634/1271623276_3.jpg

بهروز خالی بند(مهران غفوریان) و غلام شش لول بند(مرحوم کیومرث ملک مطیعی)


http://s5.picofile.com/file/8112000700/A0429432.jpg

غلام 6لول بند





تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393 | 11:22 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
قدیمیا شبا برای خیلی از بچه ها یدروز و پریروز که میشد برقی وجود نداشت اگه داشت هم خاموشی زیاد بود در شهرهای بزرگتر  این مشکلات نبود یا کمتر بودند اما هرچه بست شهرهای کوچک میرفتیم بدتر و بدتر میشد-خوب خوب بنود اما-وقتی شب میشد برقی هم نبود کنار هم جمع میشدیمهمه کنارهم(چیزی که داره از بین میره)خانواده معنی خودشو داشت شاید  روز همه دنبال کار خودشون بودند اما شب کنار هم بودند برای هم بودند از خودشون مشکلاتشون حرف میزدند مثه الان نبود که شب و روز فرقی نداره در هر حال همه سرشون تو کار خودشونه یه گوشه مشغول یه کارین یکی تبلت یکی چت یکی ماهواره.......معتاد شدیم به  فناوری-خیلی خوبه ها تو چند ثانیه میتونی با اون ور دنیا ارتباط برقرار کنی اما خانواده داره از بین میره -کنار چراغ های نفتی یا گازی که جمع میشدیم بچه ها همون کنارا با هم بازی میکردن الان که این مطلب رو میخونید شاید براتون قابل قبول نباشه اما مشق نوشتن کنار نور چراغ نفتی یه حال دیگه میداد-خانواده ها زیاد بودن هر خانواده چند تا بچه داشت هر بچه ای عمو خاله ... داشت-بله اتاق مجزا برا هر نفر نبود حتی بعدها تلویزیون اومد کنار هم سرمونو رو یه بالشت کنار تلویزیونی که معمولا یه پارچه روش قرار داشت دراز میکشیدیم اوایل که خانواده هایی که تلویزیون داشتند و بقیه نداشتند -هر شب مهمون داشتند و همسایه ها یا فامیلا که  نداشتند میومدن و بز با وجود تلویزیون در کنار هم بودند-گاهی کنار همین نور کم چراغ مادرا -پدرا و . برامون قصه های می گفتن که هر گز لذتشو  از یاد نخواهیمhttp://s4.picofile.com/file/8169105868/89959819475866996113.jpg

خوب هر روز صف نونوایی  خسته کننده بود از طرفی هم مادرم نان پختن رو خوب میدونست پس هیچ نونی به خوشمزگی نان دستی نمیشد-مادرم صبح زود از خواب بیدار مییشد و خمیرو حاضر میکردن و مایه خمیر رو برای بعمل اومدن خمیر بهش میزدن(خمیر ترش)و روشو می پوشوندنو  وعرض کنم به خدمتتون چند ساعت همینطور می موند تا خمیر حاضر شه

ما بر عکس خیلی از مردم ایران برای پخت نان از تنور استفاده نمی کردیم و از ساج(سینی که نان رو اون پهن و پخته میشد )بهمراه مشعل که با گازوئیل روشن میشد یا چوب استفاده میکردیم در اصطلاح مردم کرمانشاه به نان سنتی و خانگی نان ساجی گفته میشد

http://s5.picofile.com/file/8159004734/10407886_747473171958838_1772591075747612370_n.jpg


اون زمان خاطرم هست حیاط بزرگی داشتیم شاید500متر میشد شایدم بیشتر یه قسمتی از حیاط رو تبدیل به نونوایی کرده بودند که اونجا پخت نانو انجام میدادیم چون از گازوئیل استفاده میکردیم و معمولا دوده اون زیاد بود  چند وقت یکبار باید اونجا رو بشکلی سفید میکردیمو  دوده هاشو از بین می بردیم

اتیش حاضر بود و موقع نون پختن شروع میشد مادرم و زن عموم با هم نون می پختن و ما دو خانواد هردو در این خونه بزرگ زندگی میکردیم  اخخخخخخخخخخخخ صدای نون بلند میشد حتی اگه سیر هم بودیم شکمو قلقلک میداد و اشتهای ادمو باز میکرد و من و بقیه بچه های  میرفتیم کنارشون   و از نون  تازه پخته شده استفاده میکردیم گاهیم یه تیکه کوچیک از خمیرو بما میدادن و مثلا ما نون می پختیم و گاهی دستمون به گوشه ساج میخوردو میسوخت و دادمون به اسمون می رسد ما به اصطلاح محلی به اون مشعل پره میز می گفتیم 

http://s5.picofile.com/file/8159004700/10405373_747893055250183_4925178483654731281_n.jpg

پخت نون تابستونا بعلت گرما اذیت کننده بود اما زمستونها خیلی باحال بود تصور کنید هوای سرد کنار مشعل نونوایی و برف بیاد و از نون گرم که بوش تمام اطرافو گرفته میخوردیم معمولا پخت نزدیک ظهر انجام میشد و وقتی  برادر خواهرم از مدرسه بر می گشتن اولین جایی که میومدن اونجا بود و از این نان خوشمزه که توسط فرشته ای بنام مادر تهیه میشد استفاده میکردیم مادرم چنان در پخت نان حرفه ای بود که هرگز نونی که تهیه میکرد ترش یا سوخته نبود و عملا بیات شدن و خراب شدن نون رو نداشتیم نون گرمی که دایره ای شکل بود راستش اون زمان مثلا کارتون حنا پخش میشد اون نون های تپلو می دیدیم دهمیشه دوست داشتم یکبار از اون نون استفاده کنم ببینم چه مزه ای داره و چرا مثه کیکه تو سو پ  و اش هایی هم که درست میکردن یه چیزای معلف بود که اخرش نفهمیدم چی بودن خخخخخخخخخ



مجله قدیمی فردوسی و تبلیغ سیگار اشنو روی جلد این مجله

http://s5.picofile.com/file/8160706584/tabligh_ghadimi.jpg


امروز به وبلاگ یکی از دوستانم سر زدم که  عکسهایی زیبا در وبلاگش قرار داده بود این نمکدان ها توجه منو بخودش جلب کرد مخصوصا نمکدان قدیمی سمت راست که سالیان قبل ما هم ازش داشتیمو کلا پلاستیکی بود و رنگش سفید و سره خیلی از سفره های اون زمان یافت میشد

http://s5.picofile.com/file/8160706168/namakdan_ghadimi.JPG

ساندیس و صد البته جلد اون در سالهای گذشته یکی از پرکاربردترین  نوشیدنیها بود  از جلد ساندیس و دوخت اونم بهم میشد ساک درست کرد حالا یا برای خرید یا جای لباس بعضی ها هم برای جا  نوار ازش استفاده میکردن ..

http://s5.picofile.com/file/8159004542/1947416_707595642613258_773101778279901165_n.jpg

چراغ قوه های قدیمی که قدیما کاربرد زیادی داشتند و یکی از پرکاربردیترین انواع اونا  رو در شکل زیر میبینید روی درب باتری اونا که در انتهای چراغ قوه وجود داره عکس یه ببر یا پلنگ بود فکر کنم که همیشه من میخواستم از روش نقاشی کنم و دوست داشتم یادش بگیرم

برای کاردستی مداری- یا تست اعصاب(یه وسیله ای متشکل از سیمو  لامپهای کوچولو که در عکس مبینید استفاده میکردیم

http://s5.picofile.com/file/8159004526/150719_810963168943171_8440135588187792429_n.jpg

خیلی از ماهها کار زیرو انجام دادیم وقتی انگست رو به چراغ قوه می چسبوندیم  انگشت به شکل زیر در میومد و ما کلی ذوق می کردیم

http://s5.picofile.com/file/8159004676/10351741_733189170053905_8756524878128499526_n.jpg

زنبیلهای قدیمی که در دهه های گذشته مد لودند و یاداور روزای خرید  صف های طولانی و غیره خواهد بود

http://s5.picofile.com/file/8159004726/10417466_811444918894996_4702924257943694033_n.jpg

شاید این نوع خاص از طرحها رو خاطرتون باشه که روی پارچه ها و پرده های قدیمی نقش بسته بود  که گلهای بزرگ روش تکرار شده بودند

نوستالوژی =خاطرات قدیمی-بچه های دیروز/بچه های پریروز



نوستالوژی =خاطرات قدیمی-بچه های دیروز/بچه های پریروز

شاید اگه بگم برای خیلی از بچه های دهه شصت سکسی ترین عکسهایی که میشد دید روی همین صابون های لوکس بود و مثله الان نبود که خیلی از بچه های امروزه که هنوز دست چپ و راست خودشونو نمیتونن تشخیص بدن از ریزترین نکات جنسی باخبر هستند خوب یا بدشو نمیدونم



نوستالوژی =خاطرات قدیمی-بچه های دیروز/بچه های پریروز
تلویزیونهای قدیمی بزرگ که احتیاجی به میز تلویزیون ... نداشتند از این نوع خاص از تلویزیونها بود که از دنیای سیاه و سفید به دنیای رنگی قدم گذاشتیم
نوستالوژی =خاطرات قدیمی-بچه های دیروز/بچه های پریروز
لیزرهای قدیمی که من هیچوقت ازش نداشتم و این اواخر به بازار اومد قبلشم  ازشون بود که با تعویض دریچه لیزر شکلهای قشنگی رو منعکس میکرد

تیرکمان شاید از معدود اسباب بازی های اون زمان بود که شرارتها  باهاش میکردیم از  نشانه گیری اشتباهو شکستن شیشه همسایه گرفته تا ازار دادن گنجشکو گربه های بخت برگشته بود که همونجا سر از تنشون جدا میکردن(گنجشک)

که کاره بدی بود خدایی

نوستالوژی =خاطرات قدیمی-بچه های دیروز/بچه های پریروز


http://s5.picofile.com/file/8115958726/287765.jpg


کفشهای قدیمی

نوستالوژی =خاطرات قدیمی-بچه های دیروز/بچه های پریروز


دسته کلید

نوستالوژی =خاطرات قدیمی-بچه های دیروز/بچه های پریروز

سری جدید از گوشیهای قدیمی

شاید این مطلب و این نوع پستها زیاد قدیمی نباشن ولی شاید با ورود گوشیهای هوشمند جدید و کمتر شدن استقبال از این نوع گوشیها بد نباشه در موردشون گپی بزنیم

گوشی شماره 3 رو خاطرتون هست؟نوکیا1100 گوشی که واقعا هیچی نداره اما خدائیش انتن دهی مناسبی داشت و هنوزم میشه دست بعضیا این نوع گوشی رو دید یه مدت تو اینترنت شایعه شده بود تو فلان کشور خارجی بخاطره اینکه تو برد و


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:48 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

بچه های دیروز پریروز به این نگاه کنید میشناسیدش میدونید چیه؟مداد تراش مخصوص بچه های دهه شصت و قبل اون

ساده ساده با کارایی خوب-بجای چاقم میشد ازش استفاده کرد

یه میله خودکار لازم بود  انو زیر اتیش مثلا علاءالدین قرار میدادیم ذوب میشد سرش اتیش میگرفت اونوقت تیغه مداد تراش رو با انبردست میبردیم داخل قسمت مذاب میله خودکار تا گیر کنه و با انبردستی چیزی فشارش میدادیم تا سفت سفت شه -مدادو اونطور که میخواستیم باهاش میتراشیدیم و گاهیم به عنوان  ابزار جانبی مثلا برای برش ازش استفاده میکردم و ئسیله مناسبی بود خودم ازش داشتم و  همیشه تو کیفم بود

اینم مداد تراش قدیمی بچه های دهه شصتی



لوازم التحریر قدیمی سری جدید

ادمین سه‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1392 @ 19:41 چاپ

رده:لوازم التحریر قدیمی


مداد تراشهای قدیمی بچه های دیروز و بچه های پریروز

http://s5.picofile.com/file/8110064268/n6xjrl.jpg


رفقا اون مداد تراشهای گرد شمشیر نشان قدیمی خاطرتون هست که یه اینه داخلش بود یا اون پاک کن کوچولوارو؟
http://s5.picofile.com/file/8110847726/upload3128429cdc.jpg



خودکارهای قدیمی که خودکار چهار رنگ بیش از همه خودشونو نشون میده و خاطره سازه

http://s5.picofile.com/file/8110064392/graaam_358e6be41a.gif


http://s5.picofile.com/file/8110002234/77778.jpg


مداد شمعی های قدیمی

http://s5.picofile.com/file/8110064526/domain_c0198105d9.jpg


اینم مثلا پاک کن بود که تنها کاری که نمیکرد همین پاک کردن بود همه رو به گند میکشید اخرشم موقع درسخوندن به این شکل جویده میشد

http://s5.picofile.com/file/8110064584/13526782376994.jpg


اینم یه جورش بود نیازی به تراشیدن منظم مداد نبود امادش میکردی و موقع لزوم استفاده میکردی یه جور مداد فشاری خاص

http://s5.picofile.com/file/8110064684/13526775919030.jpg


جا مدادی های قدیمی که این طرحشو دخترا (شایدم پسرا)بیشتر استفاده میکردن یکیش که ماله کلاس سوممه تا پارسال داشتم تا اینکه دادمش به خواهر زادم

http://s5.picofile.com/file/8110064818/13526774408556.jpg


اینم خودکارهای از جنگ برگشته که حسابی انگار جویده شدن بیشتر ته خودکار مورد هجمه قرار میگرفتاون زمان خودکارمون اکثرا بیک بود و در کنارشم خودکارهای پلیکان بودن که  پوسته و میله شون شیشه ای نبلود بیشتر زرد و سفید بودن لامصب خیلی پررنگ مینوشتم مثه الان نبود  که در واردات از چین بازه و کشورهای دیگه بازه بازه و اثری از لوازم التحریر ساخت ایران نیست اکرم هست یا گرونن بنا به دلایلی یا نای رقابت ندارند و کشوری شدیم که حتی یه خودکار نمیتونیم بسازیم و اونو از لکسی گرفته تا مارکهای دیگه که بازارو اشغال کردند وارد می کنیم

http://s5.picofile.com/file/8110065150/13526771624493.jpg


خط کشهای متحرک جوری درست شده بودند که موقع حرکت دادن اونا عکس و نقاشی روش بحالت تحرک در میومد مثلا داخل دایره های رنگی بشکل گل میچرخید یا  بعد تکون دادنش بجای عکس اول یکی دیگه ظلهر میشد

http://s5.picofile.com/file/8110065326/13526769157296.jpg


اینم پاک کن های قدیمی -پاک کن معروف مثلا خودکار پاک کن که دفتر پاره کن بیشتر بود و پاک کنهای قدیمی ساده و کوچولو که بیشتر عکس پسر شجاع و یوگی و..... روش بود

http://s5.picofile.com/file/8110065376/13526767385344.jpg


ماژیک قدیمی

http://s5.picofile.com/file/8110064176/uhuyu.jpg


مداد رنگیهای قدیمی با بسته بندی  ساده

http://s5.picofile.com/file/8110847834/upload69c813a5bd.jpg

اینم مداد تراشهای اینه ای که در پستهای قبلی ازشون براتون عکس گذاشته بودم امروز یکی دیگه شو اوردم خدمتتون استفاده اینه بیشتر سره کلاس بود که با نور بازی می کردیم

http://s5.picofile.com/file/8113662500/ecef03022e.jpg

اینم نمونه هایی از پاک کن و چسب و لاک غلط گیر که اون زمان قلمیش نبود و قلمو بود


http://s5.picofile.com/file/8113661500/th4.jpg

مداد تراشهای قدیمی-لوازم التحریر قدیمی
مداد تراشهای قدیمی-لوازم التحریر قدیمی


پاکنهای قدیمی-لوازم الحریر قدیمی

.پاکنهای قدیمی-لوازم الحریر قدیمی

پاکنهای قدیمی-لوازم الحریر قدیمی

کیف قدیمی مدرسه-لوازم التحریر قدیمی

http://s3.picofile.com/file/7924182575/545445454545454.jpg

کیف قدیمی مدرسه-لوازم التحریر قدیمی

کیف قدیمی مدرسه-لوازم التحریر قدیمی

کیف قدیمی مدرسه-لوازم التحریر قدیمی


مجموعه مداد های قدیمی-لوازم التحریر قدیمی
مدادهای بی کیفیت شکننده  که رنگه جالبی هم نداشتن-مدام میشکستند و حرص ادمو در میاوردن سرشونم یه پاک کن داشت که حیف بود اسمشو پاکن گذاشت بچه ها اکثرا میجویدنش مخصوصا اون پوشش فلزیشو یه حالی میداد- بعضی از بچه ها هم تو درس خوندن  مدادارو می جویدن  مدادها کوچیک میشدن باز ازش استفاده میکردن تراش های خودساخته با میله خودکار بیک و تیغه تارش خیلی کارش درست بود البته تارشهای شمشیر نشان  خیلی خوبتر بودند
مداد قدیمی-لوازم النحریر قدیمی
http://s3.picofile.com/file/7932453866/32233.jpg
مداد قدیمی-لوازم التحریر قدیمی

http://s1.picofile.com/file/7932453438/6565.jpg

مداد قدیمی- لوازم التحریر قدیمی

http://s3.picofile.com/file/7932454294/54454.jpg

مدادهای قدیمی-لوازم التحریر قدیمی

http://s3.picofile.com/file/7932455478/th.jpg

مداد رنگی قدیمی-لوازم التحریر قدیمی

http://s2.picofile.com/file/7947621070/11212_Copy.jpg

مددادهای قدیمی که  پاک کن داشتنو زود به زود نوکشون میشکشت و کیفیتی نداشتند یاداور روزای  مدرسهه س

مدادهای قدیمی

کیف چرمی  قدیمی  مدرسه مخصوص بچه های دیروز  و پریروز

http://s3.picofile.com/file/7887230214/21221.jpg


موقعی حال میداد که معلم میگفت فلانی  برو از  دفتر گچ بیار   و ان موقع نه تخته سفید بود نه ماژیک ...و از اون بهتر  و خوبتر  زمانی  بود که  میگفت چند تا رنگیم بیار و می رفتیم متاسفانه ناظم گیر میداد  که چند تا می بریم ولی مدیر وقتی بود کار ینداشت کدومو و چند تار و می بری چند تا گچ میاوردیم و چند تاشم بله.... البته این گچهای استوانه ای جدیدتر بودن یه گچهای بی کیفیت که حتی رنگیاشم زیاد رنگی نبود بشکل موشک و سه گوش بود که گاهی  اونو  رو تخته می کشیدیم یه صدای ناجوری میداد که موی بدن ادم سیخ میشد-آخر کلاسم که زنگ میخورد و باید می رفتیم خونه  با گچهای نصفه میرفتیم سراغ تخته و یا اونو پرتاب می کردیم و یا برای شیفت بعدی حرفی چیزی می نوشتیم 



گچ های قدیمی

پاکن قدیمی دهه70/60

بچه های دیروز-بچه های پریروز این پاک کنا و طرح ساده و بیادماندنی روشو یادتونه اکثر بچه های قدیمی از این پاکنها با عکسهای مختلف مثه  http://s4.picofile.com/file/7733562789/pak_konghadimi_%D9%BE%D8%A7%DA%A9_%DA%A9%D9%86_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C.jpg


بچگی هم چه دوران با حالی بود !

 در دوران کودکی

http://s1.picofile.com/file/7357993652/3daa90d4b0341b34f5d782fd287b1536_300.jpg


http://s1.picofile.com/file/7357993652/3daa90d4b0341b34f5d782fd287b1536_300.jpg

لیوان قیفی قدیمی دهه70



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:38 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

گوگوگوفرها داستان دو تا سگ هست که یکی  سرهنگ دیگری گروهبانه ماموریت اونا  بیرون کردن دو تا سنجاب  شیطونه  که سرخ پوست هستند اما هیچگاه موفق نمیشن

ماجراهای راکی و بول‌وینکل یکی از کارتونهای دهه 50 بچه های پریروز بوده است شخصیتهای اصلی این کارتون راکی که سنجاب پرنده و گوزن خنگی بنامبول‌وینکل است که با شخصیتهای منفی این کارتون مارجراهایی را بوجود می اوردند

این کارتون قدیمی که قبل از انقلاب اسلامی پخش میشده مربوط است به گربه و سگی که به دنبال یه موش طبهکار هستن

والی گاتور هم اسم کارتونی است که اوایل دهه 50از تلویزون ایران پخش میشده داستان ان مربوط به تمساحه سبزیست که در باغ وحش زندگی می کنه  گاهی به بیرون باغ وحش میره و در این حین دردسرهایی براش بوجود می اید


انهم یکی دیگر از کارتونهایی است که  تلویزیون قبل از انقلاب پخش میکرد

این کارتون قبل از انقلاب در تلویزیون پخش میشده است



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:36 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

بازی های قدیمی بچه های دیروز- بچه های پریروز


http://s1.picofile.com/file/7983838816/554545.jpg

بازی های قدیمی بچه های دیروز- بچه های پریروز

http://s3.picofile.com/file/7983838595/545445.jpg

بازی های قدیمی بچه های دیروز- بچه های پریروز

http://s2.picofile.com/file/7983838381/44554.jpg

سنگ کاغذ قیچی-بازی های قدیمی

این بازی با نخو رو یادتون میومد این از سرگرمی های دهه 60 و.. بود


http://s1.picofile.com/file/7722313866/545454.jpg

قایم موشک و کلاغ پر جزو پر طرفدارترین بازیهای قدیمی بود

http://s3.picofile.com/file/7580507311/chidiya_Udd1.gifhttp://s3.picofile.com/file/7580508060/hide_and_seek1.gif

اینم یکی از بازیهای قدیمی ما-تو مدرسه تو مهمونی همیشه و همه جا میشد  بساطشو جمع کرد  وسایلش هم یه کتاب یا  دفتر بود که اونو جلد نایلونی داشت بعد از کناری یه سوراخ درست می کردیم و یه تیکه کاغذ کوچیک مچاله شده به عنوان توپ مینداختیم داخلش  و زمینه فوتبالمونو روش می کشیدیم و با  ضربه انگشت  سعی میکردیم که گل بزنیم ابته گاهی توپمون میرفت کناره های دفتر که باید ضربه ها می زدیم تا  در بیاد

یادش بخیر

نظر فراموش نشه

نقطه بازی یکی از بازیهای ساده بچه های دیروز و پریورز است که هر کجا حتی زمانی که تو مدرسه بیکار بودیم  انجام می دادیم

لوازم زیادیم نمیخواست یه کاغذ   و دوخودکار و دوتا ادم که  دوس داشتن بازی کنن

اصول کار به این شکل بود که  روی برگه کاغذی رو نقطه نقطه می کردن به شکلی که بشه د رپایان با وصل کردن اونا به مربع رسید بعد نفر اول یه خط می کشید و  دوتا نقطه رو به هم وصل می کرد

بعد به همین شکل ادامه پیدا میکرد بعدش حالا که کاغذ نیمه پر شده بود  طرفین باید همدیگه رو به اشتباه می انداختن تا خطوط اشتباهیو به هم وصل کنه تا  بشه با کشیدن یه خط یه مربع بکشه و یه امتیاز  کسب کنه جایزشم یه خط دیگه بود که اجازه داشت بکشهبعد اسمه خوشو  داخل مربع می نوشت تا در پایان امتیازات رو بشه حساب کرد

اینم هم  نوارهای اتاری و میکرو قدیمی


http://s4.picofile.com/file/7735840000/%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B1_%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C.jpg



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:29 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

کتاب فارسی پنجم دبستان سال1369

بچه هایی که سال 69تا اواسط دهه70کلاس پنجم ابتدائی رو پشت سر گذاشتند این نسخه از کتاب فارسی رو  داشتن به نقاشی ها نگاه کنید -نقاشی هایی که مثله کتاب بخوانیم و بنویسیم الان بچه های پنجم دبستان فانتزی نیست -نقاشی هایی که شاید هر کدامش برای من و شما خاطره ای داشته باشند یه خاطره خوب یه خاطره تلخ-خاطره ننوشتن مشق شب جمعه که شنبه هاش معمولا با ریاضی شروع میشد خیلیا یاد زمانی میفتن که شعر هارو حفظ میکردیم و خیلیای دیگه یاد شبای جمعه  که فرداش شنبه بودکه تندتند و عجله عجله مشقامونو اخر شب مینوشتیم گاهی اینقدر  سریع  نوشته میشد که فردا صبح خودمون شک میکردیم که این مشقو یک نفر نوشته باشه- بوی نفت علاءالدین -و فراش(بابای مدرسه) که دم در لبو ویا شلغم داغ میفروختو اونو تو یه روزنامه میذاشتو میفروخت یاد زنگ اخرای کلاس مخصوصا زمانی که معلم داشت میپرسید  و خدا خدا میکردیم زنگ بخوره و نوبت به ما نرسه یهو صدای زنگ بلند میشد و انگار دنیارو بهمون میدادن و میدودیم بطرف درب کلاس مثه قحطی زدها کلاسو ترک میکردیم خیلیامونم  یادمون میاد تنبیه شدنمون تو مدرسه رو یا روزایی که املا داشتیم سه نفری  سریه نیمکت باور کنید تو جاهای محرومتر 4نفرم سره همون میز می نشستن
 یکی باید میرفت پایین   و گاهیم یه کیف بینه بچه ها میذاشتن-معلم املا میخوند سره کلمات تشدید دار یا کلماتی که بهم چسبیده یا نچسبیده بودن بچه ها همیشه گیر بودن .و طوری باید تمرکز میکردن و گوش میدادن که یهو غافل نشن و املای اون کلمه رو طوره دیگه بنویسن از انشاء نوشتن هم بگذریم  که   الان بعد سالها هنوز گریبان گیر خیلیامون هست-خیلی از ما بچه ها ی دیروز اگه انشا نوشتنو خوب یاد میگرفتیم تو روابطمون تو حرف زدمون خیلی تاثیر داشت کاش بجای گیر دادن رو موضوعات تکراری مثه علم بهتره یا ثروت که اکثرا هم به دروغ علمو انتخاب میکردن در حالی که ته دلشون یه چیزه دیگه بودن چیزای بهتر ازمون میخواستن مجبورمون میکردن بنویسم و از فکر خودمون استفاده کنیم-دانشجوای دانشگاههای ما اگه بلد بودن بنویسن(حتی حرفها و ریزه کاریهای استادارو-نه خارج کلاس) الان شاید اوضاعمون یه جوره دیگه بود.



کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70

کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70
  

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:28 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
امروز کتاب چهارم دبستان دهه60 و هفتاد رو خدمتتون تقدیمی میکنم که درسهایی اشنا مثله باز باران با ترانه-رنج گنج-ای نام تو بهترین سراغاز و درسی از نهج البلاعه رو  براتون به ارمغان داره امیدوارم لدتشو ببرید و نظره خودتونو در انتهای این پست بنویسید


جلد کتاب فارسی 1369کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:26 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
امروز براتون صفحاتی از کتاب زیبای فارسی دهه 60/70 مربوط به سال 1369 رو قرار میدم این کتاب به همت سازمان تالیف و برنامه ریزی کتب درسی اسکن شده و به زودی تمام کتاب رو با تمام جزئیات براتون قرار میدم هر صفحه از این کتاب کلی خاطره داره فقط کافیه با ارامش و سر حوصله  بهشون نگاه کنیم/حق نگهدارتون
کتاب فارسی سوم دبستان دهه60
کتاب فارسی سوم دبستاندهه60/70

کتاب فارسی سوم دبستاندهه60/70
ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:23 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

سال اول دبیرستان   قبلا کتابی داشت به اسم مهارتهای ریاضی  که زیاد جدی نبود ولی در کنار درس اصلی ریاضی بودکتاب قدیمی مهارتهای ریاضی سال اول دبیرستان1380

کتاب قدیمی مهارتهای ریاضی سال اول دبیرستان1380

کتاب قدیمی مهارتهای ریاضی سال اول دبیرستان1380

کتاب قدیمی مهارتهای ریاضی سال اول دبیرستان1380

کتاب قدیمی مهارتهای ریاضی سال اول دبیرستان1380



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:17 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
بچه هایی که سال 69تا اواسط دهه70کلاس پنجم ابتدائی رو پشت سر گذاشتند این نسخه از کتاب فارسی رو  داشتن به نقاشی ها نگاه کنید -نقاشی هایی که مثله کتاب بخوانیم و بنویسیم الان بچه های پنجم دبستان فانتزی نیست -نقاشی هایی که شاید هر کدامش برای من و شما خاطره ای داشته باشند یه خاطره خوب یه خاطره تلخ-خاطره ننوشتن مشق شب جمعه که شنبه هاش معمولا با ریاضی شروع میشد خیلیا یاد زمانی میفتن که شعر هارو حفظ میکردیم و خیلیای دیگه یاد شبای جمعه  که فرداش شنبه بودکه تندتند و عجله عجله مشقامونو اخر شب مینوشتیم گاهی اینقدر  سریع  نوشته میشد که فردا صبح خودمون شک میکردیم که این مشقو یک نفر نوشته باشه- بوی نفت علاءالدین -و فراش(بابای مدرسه) که دم در لبو ویا شلغم داغ میفروختو اونو تو یه روزنامه میذاشتو میفروخت یاد زنگ اخرای کلاس مخصوصا زمانی که معلم داشت میپرسید  و خدا خدا میکردیم زنگ بخوره و نوبت به ما نرسه یهو صدای زنگ بلند میشد و انگار دنیارو بهمون میدادن و میدودیم بطرف درب کلاس مثه قحطی زدها کلاسو ترک میکردیم خیلیامونم  یادمون میاد تنبیه شدنمون تو مدرسه رو یا روزایی که املا داشتیم سه نفری  سریه نیمکت باور کنید تو جاهای محرومتر 4نفرم سره همون میز می نشستن
 یکی باید میرفت پایین   و گاهیم یه کیف بینه بچه ها میذاشتن-معلم املا میخوند سره کلمات تشدید دار یا کلماتی که بهم چسبیده یا نچسبیده بودن بچه ها همیشه گیر بودن .و طوری باید تمرکز میکردن و گوش میدادن که یهو غافل نشن و املای اون کلمه رو طوره دیگه بنویسن از انشاء نوشتن هم بگذریم  که   الان بعد سالها هنوز گریبان گیر خیلیامون هست-خیلی از ما بچه ها ی دیروز و پریروز اگه انشا نوشتنو خوب یاد میگرفتیم تو روابطمون تو حرف زدمون خیلی تاثیر داشت کاش بجای گیر دادن رو موضوعات تکراری مثه علم بهتره یا ثروت که اکثرا هم به دروغ علمو انتخاب میکردن در حالی که ته دلشون یه چیزه دیگه بودن چیزای بهتر ازمون میخواستن مجبورمون میکردن بنویسم و از فکر خودمون استفاده کنیم-دانشجوای دانشگاههای ما اگه بلد بودن بنویسن(حتی حرفها و ریزه کاریهای استادارو-نه خارج کلاس) الان شاید اوضاعمون یه جوره دیگه بود.
کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70

کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70
  
کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70

کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70
کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70کتاب فارسی پنجم ابتدایی دهه60-70

تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:15 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
امروز کتاب چهارم دبستان دهه60 و هفتاد رو خدمتتون تقدیمی میکنم که درسهایی اشنا مثله باز باران با ترانه-رنج گنج-ای نام تو بهترین سراغاز و درسی از نهج البلاعه رو  براتون به ارمغان داره امیدوارم لدتشو ببرید و نظره خودتونو در انتهای این پست بنویسید


جلد کتاب فارسی 1369 کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70


کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70

تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:10 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

سری و مجموعه ای دیگر از ادامسهای قدیمی و خاطره انگیز بچه های پریروز که برای بچه های دیروز هم خاطره انگیز خواهد بود سالهایی که تیم ملی کره شمالی طوفان زرد اسیا بود و افتخار افرین

این مجموعه از عکس ادامسهای قدیمی رو باز هم بصورت کلی تقدیم شما دوستانم می کنم

قصد دارم در اینده ای نه چندان دور اگر وقت و امکانات اجازه بدهد این عکسها  مجموعه کلی عکسهای وبلاگ را به ترتیب بصورت نرم افزارهای مخصوص گوشیهای تلفن همراه خدمت شما عزیزانم تقدیمی کنم ولی قول نمیدم   که شرمنده شما نشم

سری دیگری از ادامسهای قدیمی-عکس ادامس قدیمی

والدراما بازیکن مشهور تیم ملی کلمبیا در تصویر را مشاهده می فرمایید



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:08 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

حتما شمام خاطرتون هست این ادامسهارو که برعکس بقیه ادامسها سبز رنگ بود و فکر کنم کمی گرونتر الانم هست تو بازار اما بچه های این دوره و زمونه دیگه با اون شور و حالی که بچه های قدیم این ادامسها رو خرید می کردند دیگه براشون مهم نیست-عکسی بصورت نقاشی از دایناسورها بود مثلا نوشته بود تیرانوس رکس 60میلیون سال قبل مغولستان

الان لازمه داشتن این عکسها چند تا کلیک رو همین کیبورد کامپیوتره از عکس دایناسور تا تک تک اندازه هاشون برات بالا میاد

الان فکرشو می کنم میبینم واقعا محروم بودیم-

http://s5.picofile.com/file/8109090742/404b292564ce4c07723db93acf839e52_425.jpg




تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:08 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

ادامس نرگس اوایل دهه70 و اواخر دهه شصت تو بازار ایران بود و چند سال بعد جای خودشو به ادمسهای دیگه داد

فعلا همینارو (همین دو تا) رو پیدا کردم و اسکن کردم و تقدیم می کنم به شما دوستای عزیزم


دو عکس قدیمی ادامس قدیمی نرگس

دو عکس قدیمی ادامس قدیمی نرگس

دو عکس قدیمی ادامس قدیمی نرگس



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:07 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

این مجموعه رو امروز افتخار داشتم تقدیمتون کنم مجموعه ای از عکسهای ادامس قدیمی شکوزیبا که در دهه70وجود داشت

اسکن عکسها زیاد دلچسب نیست بعضی از عکسها که بصورت نصفه قرار دارند از همان ابتدا همین شکل بوده اند و برش انها هم به این شکل بوده که در زیر یکی از انها را مشاهده می کنید این اخرین مجموعه از عکسهای اسکن شده ادامس قدیمی بنده در امروز 7بهمن 92 است و در اینده نزدیک هر وقت که فرصتی شده مجموعه های بعدی رو تقدیمتون می کنم با افتخار


مجموعه ای متنفاوت از ادامس قدیمی شکوزیبا

 مجموعه ای متنفاوت از ادامس قدیمی شکوزیبا

مجموعه ای متنفاوت از ادامس قدیمی شکوزیبا

مجموعه ای متنفاوت از ادامس قدیمی شکوزیبا

مجموعه ای متنفاوت از ادامس قدیمی شکوزیبا




تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:06 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

چهارشنبه سوری یکی از قدیمی ترین جشنهای باستانی ایران زمین است .این چشن در اخرین شب چهارشنبه سال(سه شنبه) اجرا میشود.

چهارشنبه سوری از دو کلمه چهارشنبه که ایام هفته است و سوری(سور در زبان کردی یعنی قرمز)تشکیل شده است.

در این روز برای از بین بردن ظلمات (غم تاریکی ...)اتشی بر افروخته میشود و روی ان می پرند البته از دید زرتشت پریدن از روی اتش به علت تقدس ان درست نیست.و نوعی بی احترامی به ان محسوب میشود

رسمهای زیادی در چهارشنبه سوری بسته به نوع منطقه اجرا میشود که مهمترین انها قاشق زنی که در ان دختران و پسران برای اینکه شناخته نشوند چادری روی خود می گذراند و به در خانه مردم می روند و صاحب خانه هم از صدای قاشق زدن انها متوجه شده و چیزی به انها میدخد از دیگر مراسم این روز در گذشته به شال انداختن میتوان اشاره کرد در این روز جوانها یه تکه و یک طرف از شالی را گره می زنند و به بالای پشت بامها میرند و از دودکش یک طرف انرا به داخل خانه میفرستند و با صرفه ای چیزی صاحب خانه را متوجه میسازند صاحب خانه که متوجه شده چیزی در سال میگذارد گره میزند و چند با شال را به ارامی تکان میدهد تا فردی که بالای  خانه است (پشت بام)متوجه شودو انرا بالا بکشد از شوخیهای مرسوم در این نوع مراسم(شال اندازی)هنگامی که فرد مورد نظر شال را پایین انداخت بجای هدیه انداختن تکه ای ذغال داغ به داخل شال و  بله.ضایع شدن  شخص شال انداز بود .

ما که در کرمانشاه ساکن هستیم و  هنوز بسیاری از اعیاد و فرهنگهای باستان در این اب و خاک زنده است.


چهارشنبه سوری قدیمی-دهه60*70



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:05 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات
مرگ یکی از  واقعیتهای زندگیه که با وجود تلخ بودن اون برای همه پیش میاد دیرو زود داره اما.سوخت و سوز نخواهد داشت  به نوبت میاد وکاره خودشو انجام میده نمی پرسه تو کی هستی  دولتمندی یا گدا-بی سوادی یا باسوااد. و اینو بعنوان واقعیت چه بخوایم چه نخوایم باید قبولش کنیم.
رسم های عزاداری قدیمی
کسی که برحمت خدا رفته با لاخره میره  و از این دنیای مادی فاصله میگیره صاحب عزا می مونه و سوگ از دست دادن عزیزشو هزینه های سر سام اوری که خودمون برای خودمون تراشیدیم اگه خرج نکنیم فردا پس فردا چطور سرمونو تو مردم بلند کنیم؟بعدا میگن برا عزیزشون احترام نگذاشتن کسایی که زحمت کشیدن اومدنو  بی احترامی کردن

اینا چیزایی هست خودمون  برا خودمون درست می کنیم چشم و هم چشمی که ریشه همه ادمارو مخصوصا تو کشور ما داره میسوزونه

الان تو شهرای بزرگ هزینه خود قبر بشدت سرسام اوره  حالا چه برسه به اینکه فشارای مردمم برای خرید قبر های با امکانات بیشتر و مثلا چند طبقه و  .......... بیشتر بشه و چشم و هم چشمی هاهم به اسمون سربه فلک کشیدن

کسی نیست بگه با فوت یه عزیز مگه سوگ از دست دادنش کمه که باید در سوگ هزینه و عوارض بعدیشم بشینیم!

من در کرمانشاه زندگی میکنم در اکثر  شهرستانهای غربی استانمون قبلا  یه رسمی بود که اگه همه ش قشنگ نباشه یه سریش قشنگ بودن کسی که عزیزشو از دست میداد -مردم  فورا به محض اطلاع کنارش می رفتن تنهاش نمیگذاشتن بعد کارارو دست می گرفتن همسایه ها هر کدام به سهم خود  یه سری از مهمونای  خانواده  سوگوارو غذا میدادن

بعد از پایان مراسم هرکسی به اندازه وسعه خودش کسی نمیپرسید تو چرا این مقدارو دادی به خانواده عزادار کمک میکرد تا  غیر از غم از دست دادن عزیزشون دیگه ماتم مشکلات بعدیو نداشته باشن مثه الان نبود که  بعد چند روز  خانواده رو با غمه عزیزشون رها کنن خانواده  درجه یک اونجا می موندن  کارارو مدیریت میکردن و نمیگذاشتن تنهایی و .. ریشه اونارو بخشکونه اگه کشاورز بودن   با هم متحد میشدن می رفتن سره زمین محصولو جمع می کردن  یکی از بزرگا ی فامیل و معتمد اونو یا میفروخت و یا تحویل میگرفت و پولوش  به خانوادشون میدادن

متاسفانه دیگه خبری از این چیزا نیست باشه کمرنگه بجای   اون خربد قبرای دو نبشه وو... میلیونی و  به زور برای کم نیاوردن سر بریدن تعداد زیادی گوسفند  اومدن مهمونای شکم پرور مد شده اخرشم  خانواده عزادارو با غمشون با بدبختیای بعد غم تنها میگذارند و میرن دنبال کارشون

تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:03 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

تلویزیون قدیمی

تلویزیون قدیمی سیاه و سفید



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:02 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

ضبط صوت قدیمی-کاست قدیمی

ضبط صوت قدیمی



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:02 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

این ضبط شارزی مین اواخر مد شده بود حکم mp3 player الآنو داشت کافی بود دوشاخه رو به پریز بزنی تا کامل شارژ بشه

موقع لزوم از چراغ مهتابیش استفاده کنی و از ضبط صوتشم  راحت استفاده میکردی رادیوم روش بود که اون موقع چه حالی میداد داشتن یکی از اینا ایرادش بزرگ بودنش بود و اینکه نوار کاست میخورد ولی خیلی خیلی خوب بود نیاز به حمل باطری از هر نوع هم نداشت و چند کارو برامون انجام میداد-یادش بخیر

http://s5.picofile.com/file/8158883800/10543635_760178427354979_1140311985530093762_n.jpg



تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 10:00 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

تبلیغ قدیمی لاستیک دنا

من به شخصه از این تبلیغ بیزار بودم

http://s5.picofile.com/file/8156745276/dena.JPG




تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 | 09:59 ب.ظ | نویسنده : یوسف . | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • paper | پارس خودرو | مای بی اف